اول از همه سال نو شما مبارک دوستان عزیز!
از زمانی که یادم میاد و در ذهن دارم همیشه رسیدن نوروز و سال نو برایم یک اتفاق خوشایند و دوست داشتنی بود. وقتی مدرسه می رفتم برای رسیدن سال نو لحظه شماری می کردم و دعوای همیشگی من در خانه با مادرم سر خرید لباس و کفش نو بود.تعطیلی نوروز و دید و بازدید از منزل اقوام و دوستان شیرینی اجیل و ...... سریال های تلویزیون برای نوروز و رفتن به سفر و گیرنیومدن بلیط اتوبوس و قطار وووووو این همه از زمان مهاجرت در ایران در ذهنم باقی است . البته فقط برای شما خوب هایش را نوشتم که اول سال نو ذهن شما را مشوش نکنم و گرنه همه ما و شما می دانیم که دولت ایران چه رفتار غیر انسانی با اتباع افغانی در ایران می نمود و سال نو این حرفها سرشان نمی شد.بگذریم بیاییم بامیان سرزمین خودمان.
امسال هم برای سومین سال پیاپی برنامه اکوتوریزم بامیان اقدام به برگزاری جشن نوروز نموده بود.در طی دو سال گذشته که جشن نوروز برگزار شده بود همه مردم بامیان با ان آشنا شده بودند و زمانی که نام اکوتوریزم به میان میاید ناخودآگاه اذهان مردم به سوی جشن و موسیقی سنتی دمبوره و بازیهای سنتی مثل ریسمان کشی و لنگی و .. یادشان میاید.
امسال هم جشن نوروز برگزار شد ولی با کمی تفاوت که در بخش نمایشگاه توجه زیادی به مواد غذایی شده بود و غرفه های زیادی برای فروش مواد غذایی مهیا شده بود. کشکو ، بولانی ، هفت میوه ، کوکو و چیپس و کیشته چپه نمک ...و فلافل هم ارایه میشد.من که کمی خوش اشتها هستم به همه مواد غذایی ارایه شده ناخنکی زدم و از همه چشیدم راستش برای من از همه خوشمزه تر ساندویچ فلافلی بود که توسط یکی از انجمنها در محل نمایشگاه پخته و ارایه میشد.
وقتی وارد محل برگزاری نمایشگاه میشوید باغ سیبی را می بینید که درختان سیب ان هنوز از خواب زمستانی بیدار نشده اند و شاخه های خشک و بی روح ان شما را ناخوداگاه یاد زمستان می اندازد. ولی وقتی در ذهنتان تصور کنیدکه وقتی این درختان سیب از خواب بیدار شوند چقدر این محوطه زیبا خواهد شد به چشم دید خود اعتنایی نمی کنیدو همین تصور باغ پرشکوفه شما را شادمان می سازد . چندتا میز و چوکی در محوطه است و نشستن و نگاه کردن به مردمی که برای بازدید و خرید به این مکان می آیند را برای شما فراهم می سازد. من خیلی دوست دارم بشینم و برخورد و رفتار مردم را با پدیده های اطرافشان را ببینم اما متاسفانه که مشغله کاری این اجازه را به نمی داد. اخه من خودم هم در برنامه اکوتوریزم کار میکنم .
خوب بریم داخل اتاقهای اطراف باغ .
تمامی اتاقها که قدیمی و چوب پوش هستند و اثار چندین دهه جنگ را در در و دیوار انها میتوان مشاهد کرد با اشیا رنگی و زیبایی پوشیده شده اند که گویی این رنگهای شاد و دلکش می خواهند ان نازیبایی های زیر خود را پنهان کنند. گیلم، بَرَگ ، جاکت و دستکش و... همه ساخت خود بامیان هستند و همچنین کارهای دستی دیگر زنان نظیر سوزن دوزی و گلدوزی مهره دوزی وووو
خوب است . لااقل وقتی میایی اینجا و محو تماشای اینها می شی یادت میره که بیرون محوطه که باغ مملو از خاک و گرد است و دیر زمانی است که کسی به فکر ترمیم و بازسازی جاده ای اطراف ان نیست یادت میره که شب که بروی خانه برق نیست و ابی پاکی هم برای آشامیدن نداری......و ......و ....
خوبی این رنگهای سرخ سبز ابی ووو همین است که ذهنت را چنان مجذوب خودمیکندکه همه مشقات و کمی کاستی ها را یادت میبره.
حالا یک چند تایی عکس از نمایشگاه می گذارم تا در پست بعدی بریم سراغ جشن و برنامه های روز جشن و بعدش هم بریم اسکی!
از زمانی که یادم میاد و در ذهن دارم همیشه رسیدن نوروز و سال نو برایم یک اتفاق خوشایند و دوست داشتنی بود. وقتی مدرسه می رفتم برای رسیدن سال نو لحظه شماری می کردم و دعوای همیشگی من در خانه با مادرم سر خرید لباس و کفش نو بود.تعطیلی نوروز و دید و بازدید از منزل اقوام و دوستان شیرینی اجیل و ...... سریال های تلویزیون برای نوروز و رفتن به سفر و گیرنیومدن بلیط اتوبوس و قطار وووووو این همه از زمان مهاجرت در ایران در ذهنم باقی است . البته فقط برای شما خوب هایش را نوشتم که اول سال نو ذهن شما را مشوش نکنم و گرنه همه ما و شما می دانیم که دولت ایران چه رفتار غیر انسانی با اتباع افغانی در ایران می نمود و سال نو این حرفها سرشان نمی شد.بگذریم بیاییم بامیان سرزمین خودمان.
امسال هم برای سومین سال پیاپی برنامه اکوتوریزم بامیان اقدام به برگزاری جشن نوروز نموده بود.در طی دو سال گذشته که جشن نوروز برگزار شده بود همه مردم بامیان با ان آشنا شده بودند و زمانی که نام اکوتوریزم به میان میاید ناخودآگاه اذهان مردم به سوی جشن و موسیقی سنتی دمبوره و بازیهای سنتی مثل ریسمان کشی و لنگی و .. یادشان میاید.
امسال هم جشن نوروز برگزار شد ولی با کمی تفاوت که در بخش نمایشگاه توجه زیادی به مواد غذایی شده بود و غرفه های زیادی برای فروش مواد غذایی مهیا شده بود. کشکو ، بولانی ، هفت میوه ، کوکو و چیپس و کیشته چپه نمک ...و فلافل هم ارایه میشد.من که کمی خوش اشتها هستم به همه مواد غذایی ارایه شده ناخنکی زدم و از همه چشیدم راستش برای من از همه خوشمزه تر ساندویچ فلافلی بود که توسط یکی از انجمنها در محل نمایشگاه پخته و ارایه میشد.
وقتی وارد محل برگزاری نمایشگاه میشوید باغ سیبی را می بینید که درختان سیب ان هنوز از خواب زمستانی بیدار نشده اند و شاخه های خشک و بی روح ان شما را ناخوداگاه یاد زمستان می اندازد. ولی وقتی در ذهنتان تصور کنیدکه وقتی این درختان سیب از خواب بیدار شوند چقدر این محوطه زیبا خواهد شد به چشم دید خود اعتنایی نمی کنیدو همین تصور باغ پرشکوفه شما را شادمان می سازد . چندتا میز و چوکی در محوطه است و نشستن و نگاه کردن به مردمی که برای بازدید و خرید به این مکان می آیند را برای شما فراهم می سازد. من خیلی دوست دارم بشینم و برخورد و رفتار مردم را با پدیده های اطرافشان را ببینم اما متاسفانه که مشغله کاری این اجازه را به نمی داد. اخه من خودم هم در برنامه اکوتوریزم کار میکنم .
خوب بریم داخل اتاقهای اطراف باغ .
تمامی اتاقها که قدیمی و چوب پوش هستند و اثار چندین دهه جنگ را در در و دیوار انها میتوان مشاهد کرد با اشیا رنگی و زیبایی پوشیده شده اند که گویی این رنگهای شاد و دلکش می خواهند ان نازیبایی های زیر خود را پنهان کنند. گیلم، بَرَگ ، جاکت و دستکش و... همه ساخت خود بامیان هستند و همچنین کارهای دستی دیگر زنان نظیر سوزن دوزی و گلدوزی مهره دوزی وووو
خوب است . لااقل وقتی میایی اینجا و محو تماشای اینها می شی یادت میره که بیرون محوطه که باغ مملو از خاک و گرد است و دیر زمانی است که کسی به فکر ترمیم و بازسازی جاده ای اطراف ان نیست یادت میره که شب که بروی خانه برق نیست و ابی پاکی هم برای آشامیدن نداری......و ......و ....
خوبی این رنگهای سرخ سبز ابی ووو همین است که ذهنت را چنان مجذوب خودمیکندکه همه مشقات و کمی کاستی ها را یادت میبره.
حالا یک چند تایی عکس از نمایشگاه می گذارم تا در پست بعدی بریم سراغ جشن و برنامه های روز جشن و بعدش هم بریم اسکی!
محوطه برگذاری نمایشگاه که در مقابل بودا قرار دارد و کاروانسرا یاد میشود.
دخترک فروشنده اقلام دستی وکارهای دستی که با مهره ساخته شده است.
غرفه های فروش صنایع دستی
لباس با طرح و دیزاین محلی و دست دوزی به همراه کلاه در وسط
انواع کیشته و عسل طبیعی از مهمترین محصولات بامیان است
یونس و محمد و غرفه فروش فلافل!
0 نظرات:
ارسال يک نظر